سر سری داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر سری داشتن . [ س َ رِ س َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از هوای بزرگی در سر داشتن . (آنندراج ) : خرد و دین سر سری دارد گرتو با او سر سری داری . سنایی (از آنندراج ). اگر مجاهده از بهر توشه ٔ آخرت است آنچه مقصود است چگونه سر سری میداری و آنچه وسیلت است چنین نگاه میداری . (کتاب المعارف بهأولد).