سر فتیله چرب شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر فتیله چرب شدن . [ س َ رِ ف َ ل َ / ل ِ چ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از جماع . (غیاث اللغات ). کنایه از تر کردن آلت تناسل را به روغن برای جماع نمودن . (آنندراج ). ◄ کنایه از دفع شدن شهوت : آیند سوی چراغ دهلی تا چرب شود سر فتیله . نعمت خان عالی (از آنندراج ).