سر و مر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومسر و مر. [ س ُ رُ م ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) سخت فربه : سر و مر و گنده .مترادفها و واژههای مرتبطسرحال، سالم، چاقوچله، قبراقواژه قبلی: سر و صورتواژه بعدی: سر و همسر