سر و مر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.مترادفها و واژههای مرتبطسرحال، سالم، چاقوچله، قبراقواژه قبلی: سر و سر داشتنواژه بعدی: سر و کله زدن