سراب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ) [ ع. ] (اِ.) زمین صاف و هموار که در اثر گرمای زیاد، از فاصله دور به نظر آب مینماید.مترادفها و واژههای مرتبطآل، سرابه، شورهزار، کوراب ≠ چشمهواژه قبلی: سراءواژه بعدی: سرابیل