سربار شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانمزاحمشدن، زحمت دادن طفیلی شدن، تلپ شدن تحمیل شدنمترادفها و واژههای مرتبطمزاحمشدن، زحمت دادنطفیلی شدن، تلپ شدنتحمیل شدنواژه قبلی: سربارواژه بعدی: سرباز