واژه جو

سربراه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سربراه . [ س َ ب ِ ] (ص مرکب ) کنایه از سرانجام دهنده ٔ کار. (آنندراج ). مطیع و فرمانبردار. حرف شنو. ◄ شخصی سربراه ؛ که هیچیک اعمال زشت را ندارد. (یادداشت مؤلف ): آدمی سربراه . پسری سربراه .

معنی سربراه | واژه جو