سرخاب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سُ) (اِمر.) مادهای سرخ رنگ که زنان به گونه خود مالند، گلگونه.مترادفها و واژههای مرتبطآلغونه، بزک، سرخی، غازه، گلغونه، گلگونهواژه قبلی: سرخ شدنواژه بعدی: سرخابی