سرخاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ. دَ) (مص ل.) کنایه از: تعلل ورزیدن.واژه قبلی: سرخارهواژه بعدی: سرخانه