سرخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرخان . [س َ ] (اِخ ) نام یک ایرانی اصیل . (ولف ) : یکی پارسی بود بس نامدار که سرخانش خواندی همی شهریار. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ٨ ص ٢٢٧).
سرخان . [ س َ ] (اِخ ) دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل . (فارسنامه ٔ ناصری ).