سرد آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرد آمدن . [ س َ م َ دَ] (مص مرکب ) بی ارزش بودن . بی اهمیت شدن : از آن سرد آمد این کاخ دلاویز که چون جا گرم کردی گویدت خیز. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرد آمدن . [ س َ م َ دَ] (مص مرکب ) بی ارزش بودن . بی اهمیت شدن : از آن سرد آمد این کاخ دلاویز که چون جا گرم کردی گویدت خیز. نظامی .