سرد شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خنک شدن، یخ شدن یخ کردن بیروح شدن، خشکشدن بیمیل شدن ناامید شدن، دلسردشدن دلزده شدن، ملول گشتن بیشورشدن، از هیجان افتادن بیاعتنا گشتن مردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خنک شدن، یخ شدن یخ کردن بیروح شدن، خشکشدن بیمیل شدن ناامید شدن، دلسردشدن دلزده شدن، ملول گشتن بیشورشدن، از هیجان افتادن بیاعتنا گشتن مردن