سرد شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانفسردن، یخ زدن (بستن، کردن، شدن)، منجمد شدن، بستن لرزیدن، سرما خوردن سرد بودن سرد کردنمترادفها و واژههای مرتبطخنک شدن، یخ شدنیخ کردنبیروح شدن، خشکشدنواژه قبلی: سردواژه بعدی: سرد کردن