سردارو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردارو. [ س َ ] (اِ مرکب ) دارویی که آن را با ریگ سوده بر آب صافی که از جوشانده گرفته باشند برافشانند و بنوشند. سرداروج معرب آن است . (آنندراج ). دواهای خشک سوده که بر سر دواهای پخته ٔ پالوده ٔ روان ریزند. (یادداشت مؤلف ). داروهای کوفته ٔ خشک که بر دوای مطبوخ ریزند : معده ٔ جان راز اخلاط تعلق پاک کن چون ترا بخشی ز سرداروی حکمت داده اند. ملا فوقی یزدی (از آنندراج ).