سردانیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردانیة. [ س َ نی ی َ ] (اِخ ) جزیره ای است بزرگ به دریای مغرب . (منتهی الارب ). جزیره ای است در بحر مغرب کبیر که غیر از صقلیة و اقریطس جزیره ای بزرگتر از آن نیست . (معجم البلدان ). جزیره ای است متعلق به ایتالیا واقع در جنوب جزیره ٔ کرس که دارای ٨٨٠٠٠٠ تن جمعیت است و شهر معتبرآن کاگابیاری است . (از ناظم الاطباء). نام جزیره ای است به دریای روم اندر جنوب رومیه، گرد او سیصد میل است . (حدود العالم ). و رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ٢١، ١٤٠، ١٤١، ١٤٢ و الحلل السندسیة ص ١١٠، ٢٩٠، ٢٩٢، ٢٩٣، ٢٩٤، ٢٩٩، ٣٠٨، ٣١٣، ٣٢٠، ٣٢١، ٣٢٢ و ٣٢٤ شود.