سردحرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردحرف . [ س َ ح َ ] (ص مرکب ) کسی که مردم از حرف او خوش نشوند و سخنش در دلها تأثیر نداشته باشد. مرادف سردبیان . (آنندراج ) : بوسعت رو از تنگ ظرفان مباش خس شعله ٔ سردحرفان مباش . ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردحرف . [ س َ ح َ ] (ص مرکب ) کسی که مردم از حرف او خوش نشوند و سخنش در دلها تأثیر نداشته باشد. مرادف سردبیان . (آنندراج ) : بوسعت رو از تنگ ظرفان مباش خس شعله ٔ سردحرفان مباش . ظهوری (از آنندراج ).