سردر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) (اِمر.) بالای در، آستانة خانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) (اِمر.) بالای در، آستانه خانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردر. [ س َ دَ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء بلخ . (از معجم البلدان ).
سردر. [ س َ دَ ] (اِ مرکب ) ایوان یا خانه که بر بالای در خانه باشد. خانه و ایوان که بر بالای دروازه و در خانه کنند و در شهرها و قراء و خانه برپا کنند. ◄ زینتی از بناء یا خانه که بر سر در خانه سازند. ◄ بالای در. جلودر سر. آستانه ٔ خانه . (یادداشت مؤلف ) : بر سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند. ایرج میرزا.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی