سردستی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ) (ص.) سرسری، ناقص.مترادفها و واژههای مرتبطگذرا، مجملحاضری، ماحضرعجولانهواژه قبلی: سردرگمواژه بعدی: سردسیر