سردشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردشت . [ س َ دَ ] (اِخ ) ده مرکز بخش سردشت شهرستان دزفول . مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است : طول ٤٨ درجه و ٥٣ دقیقه ٔ شرقی، عرض ٣٢ درجه و ٣٣ دقیقه ٔ شمالی . در ٥٠هزارگزی شمال خاوری دزفول و ٤٢هزارگزی شمال راه دزفول به شوشتر واقع است . دارای ٢٠٠ تن سکنه است . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات . راه آنجا مالرو و معادن نمک و نفت دارد. ساکنین از طایفه ٔ بختیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
سردشت . [ س َ دَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز سردشت در ١٣٩هزارگزی جنوب باختری مهاباد واقع و مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است : طول ٤٥ درجه ٢٩ دقیقه، عرض ٣٦ درجه ٩ دقیقه و ١٥ ثانیه . ارتفاع آن ١٤٨٠ متر است . اختلاف ساعت با طهران ٢٢ دقیقه و ٤٠ ثانیه یعنی ساعت ١٢ ظهر سردشت ساعت ١٢ و ٢٢ دقیقه و ٤٠ ثانیه ٔ طهران است . هوای آن معتدل و سالم و دارای ٢٠٠٠ تن سکنه است . سردشت دارای دو خیابان است که اولی از باختر به خاور و دومی از جنوب به شمال کشیده شده و هر دو خیابان ناتمام است . در ابتدای خیابان پهلوی یک چشمه ٔ خیلی بزرگ که دارای حوضچه است، وجود دارد. آب مصرفی شهر و زمینهای زراعتی اطراف و ٧ باب آسیاب از آب همین چشمه تأمین می گردد. غیر از چشمه ٔ مزبور چندین چشمه ٔ دیگر نیز در اطراف قصبه بفاصله ٔ هزار گز وجود دارد که دارای آب فراوان و گوارا و بلااستفاده میباشد. دارای شعبات دوایر کشوری و پادگان نظامی ومرزبانی میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
سردشت . [ س َ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان زیدون بخش حومه ٔ شهرستان بهبهان . دارای ٧١٩ تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ خیرآباد. محصول آن غلات، برنج، کنجد، میوه، پشم، لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).