سردمدار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ دَ) (ص فا.) سردسته، رییس.مترادفها و واژههای مرتبطرئیس، سرپرست، رهبرخانقاهدارواژه قبلی: سردماغواژه بعدی: سرده