سرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرر. [ س َ رَ ] (ع اِ)خطهای کف دست و شکنهای آن . ج، اسرار. (ناظم الاطباء). خطوط کف و پیشانی . (اقرب الموارد). ◄ تجویف و کاواکی . (ناظم الاطباء). میان کاواکی چیزی . (ازاقرب الموارد). ◄ آنچه دایه بازبرد از ناف کودک . (مهذب الاسماء). آنچه بریده شود از ناف کودک . (منتهی الارب ). ◄ میانه ٔ چیزی . ◄ جراحت کرکرة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ آخرین شب از ماه یا میانه ٔ آن .
سرر. [ س ُ رَ ] (ع اِ) پوست سماروغ . ◄ گل و خاک که بر وی چفسیده باشد. ◄ آخر شب از ماه یا میانه ٔ آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
سرر. [ س ُ رُ ] (ع اِ) سرشاخ گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ سرة. (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ سریر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).