سرزدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانصله رحم بهجا آوردن، دیدن کردن، عیادت کردن، احوال گرفتن، بر (به) بالین کسی رفتن، دیدار کردنمترادفها و واژههای مرتبطروییدن، سبزشدن، سر برآوردنبرآمدن، طلوع کردن، بردمیدن ≠ افول کردن، غروب کردندیدن کردن، بازدید کردنواژه قبلی: سردکنندهواژه بعدی: سرزمین