سرسری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. سَ) (ص نسب.) بی تأمل، بدون فکر کردن.مترادفها و واژههای مرتبطبیدقت، سهلانگار، مسامحسهلانگارانه، تسامحآمیزبیاساس، نسنجیده، بیپایه ≠ سنجیدهواژه قبلی: سرسراواژه بعدی: سرسلسله