سرسپرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. س پُ دِ) (ص مف.) تسلیم شده، فرمانبردار.مترادفها و واژههای مرتبطتسلیم، فرمانبردار، فدایی، تابع، ارادتمند، ارادتکیش، برخی، فدوی، جاننثار، مطیع، منقاد ≠ گردنکش، یاغی، نافرمانواژه قبلی: سرسپردنواژه بعدی: سرسیلندر