سرشنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشنی . [ س ُ رُ ] (اِخ ) صورتی از اسروشنه : از سرشنی و طراز است مادر و پدرت مگر نبیره ٔ خان و نواسه ٔ نرمی . حقوری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشنی . [ س ُ رُ ] (اِخ ) صورتی از اسروشنه : از سرشنی و طراز است مادر و پدرت مگر نبیره ٔ خان و نواسه ٔ نرمی . حقوری .