سرشکن کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. ش کَ. کَ دَ) (مص م.) (عا.) تقسیم کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. ش کَ. کَ دَ) (مص م.) (عا.) تقسیم کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشکن کردن . [ س َ ش ِ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب )تقسیم کردن وجهی یا جنسی بین افراد. ◄ تقسیم کردن باری اضافی را بر بار ستوران : این قدر داغ بر دلم مگذار سرشکن بر تمام اعضا کن . اسماعیل ایما (از بهار عجم ). ◄ خرجی را به قسمت متساوی کردن میان چند تن . ضرری میان چند تن بخش کردن که هر یک حصه ای را پردازند. (یادداشت مؤلف ).