واژه جو

سرعوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرعوب . [ س ُ ] (ع اِ) راسو. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). ابن عرس .

معنی سرعوب | واژه جو