سرماسرما شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرماسرما شدن . [ س َ س َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مقدمه ٔ تب از برای کسی پیدا شدن . لرزآمدن . به لرزه افتادن از سرما یا از بیماری و تب .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرماسرما شدن . [ س َ س َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مقدمه ٔ تب از برای کسی پیدا شدن . لرزآمدن . به لرزه افتادن از سرما یا از بیماری و تب .