واژه جو

سرناباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرناباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهر نو بالا ولایت باختر از بخش طیبات شهرستان مشهد. دارای ١٥٥ تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات، بنشن . شغل اهالی زراعت و مالداری، قالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).

معنی سرناباد | واژه جو