سرنشین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ. نِ) (ص فا.) ۱- مسافر. ۲- آن که سوار درشکه، اتومبیل، هواپیما و غیره شود.مترادفها و واژههای مرتبطراکب، مسافر(خودرو، اتوبوس، کشتی، هواپیما) ≠ رانندهخلبانناخدا، کاپیتان کشتیواژه قبلی: سرندواژه بعدی: سرنهادن