سرنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) (اِ.) نک سرنا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) (اِ.) نک سرنا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرنی . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) چیزی باشد که از پشم و یا بلور و غیره ساخته بر سر نی قلیان نصب کنند و آن را در دهن گرفته تمباکو کشند و به هندی مهنال گویند. (از آنندراج ). میان کاواک از سنگ یا عاج و مانند آن که بر سر نی قلیان نصب کنند و هنگام کشیدن، آن قسمت را به دهان نهند.
سرنی . [ س ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) سرنای . (شرفنامه ). مخفف سورنای است که نای رومی و نای ترکی باشد. (برهان ) (آنندراج ).