سره مرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ رَ یا رِ. مَ)(ص مر.) ۱- جوانمرد، نیکخواه. ۲- کارساز. ۳- برگزیده، دانا.واژه قبلی: سره سرهواژه بعدی: سرهال