سرواده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرواده . [ س َرْ دَ / دِ ] (اِ) قافیه ٔ شعر همچو بهار و نگار و هزار و زمین و کمین و امین . حرف دال در این لغت و لغت ماقبل بنا بر قاعده ٔ کلی نقطه دار است . (برهان ). قافیه باشد. (اوبهی ). قافیه ٔ شعر. (رشیدی ) : به شعر خواجه منم داد شاعری داده بجای خویش معانی از او و سرواده . خجسته . رجوع به سرواره شود.