واژه جو

سروده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(سُ دَ یا دِ) (ص مف.)<BR>۱- خوانده شده، گفته شده.<BR>۲- شعر، شعر ساخته شده.<br>

فرهنگ فارسی معین

(سُ دَ یا دِ) (ص مف.) ۱- خوانده شده، گفته شده. ۲- شعر، شعر ساخته شده.

فرهنگ نام‌های فارسی

نام فارسی

معنی سروده | واژه جو