سرپا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرپا شدن . [ س َ ش ُدَ ] (مص مرکب ) اندک به حال آمدن از بیماری و قوت رفتاری و دست و پای حرکت بهم رساندن، چنانکه گویند اندکی سرپا شده ام . (آنندراج ). ◄ ایستادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرپا شدن . [ س َ ش ُدَ ] (مص مرکب ) اندک به حال آمدن از بیماری و قوت رفتاری و دست و پای حرکت بهم رساندن، چنانکه گویند اندکی سرپا شده ام . (آنندراج ). ◄ ایستادن .