سرچنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرچنگ . [ س َ چ َ ] (اِ مرکب ) نوعی از سرپا زدن باشد و آن را زه کونی گویند و آن چنان است که شخصی پشت پای خود را بزور هرچه تمامتر بر نشستنگاه دیگری زند. (برهان ). اردنگ . زهکونی . تی پا. (یادداشت مؤلف ). ◄ کنایه از تعب و آزار. (برهان ). ◄ دست را بزور بر سر کسی زدن . (غیاث اللغات ). ضرب دستی که بزور تمام بر سر کسی زنند. (آنندراج ) : جهان بازیچه ٔ طفلان بود عزت چه میخواهی که سرچنگ جفای آسمان تاج است شاهش را. سراج المحققین (از آنندراج ). ◄ سرانگشتان . (آنندراج ).