سرکب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرکب . [ س َ ک َ ] (اِخ ) مطرب و سازنده ای بود که در عهد خود نظیر نداشت . (برهان ). نام مطرب و استاد بی نظیر. (آنندراج ) (رشیدی ) : شاعرانت چو رودکی و شهید مطربانت چو سرکش و سرکب . فرخی . رجوع به سرکش شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرکب . [ س َ ک َ ] (اِخ ) مطرب و سازنده ای بود که در عهد خود نظیر نداشت . (برهان ). نام مطرب و استاد بی نظیر. (آنندراج ) (رشیدی ) : شاعرانت چو رودکی و شهید مطربانت چو سرکش و سرکب . فرخی . رجوع به سرکش شود.