سرکردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص ل.) (عا.) ۱- مدارا کردن، با کسی ساختن. ۲- شروع کر دن.مترادفها و واژههای مرتبطآغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادنسپری کردن، گذراندنبه سر بردنواژه قبلی: سرکتابواژه بعدی: سرکرده