سرکشی کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بازدید کردن، بازرسی کردن دیدار کردن، ملاقات کردن سرپیچی کردن، نافرمانی کردن، تمرد کردن، متمرد شدن عصیان ورزیدن، یاغی شدن، گردنکشی کردن، یاغیگری کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بازدید کردن، بازرسی کردن دیدار کردن، ملاقات کردن سرپیچی کردن، نافرمانی کردن، تمرد کردن، متمرد شدن عصیان ورزیدن، یاغی شدن، گردنکشی کردن، یاغیگری کردن