سرکوتا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرکوتا. [ س ِ / س َ ] (هزوارش، اِ) هزوارش «سرکوتا»، پهلوی «راز» . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به لغت زند و پازند بمعنی راز باشد که سخن مخفی است . ◄ داری که دزدان را از حلق آویزند. (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرکوتا. [ س ِ / س َ ] (هزوارش، اِ) هزوارش «سرکوتا»، پهلوی «راز» . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به لغت زند و پازند بمعنی راز باشد که سخن مخفی است . ◄ داری که دزدان را از حلق آویزند. (برهان ).