سرگرم شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مشغول شدن درگیر شدن علاقهمند شدن، دلبسته شدن
مشغول شدن، مشغله یافتن، مشغولیت پیدا کردن تفریح کردن، تفنن کردن دلبسته شدن، علاقهمند شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
خودرا مشغول کردن، بازی کردن، تفریح کردن، شاد بودن قماربازی کردن، قمار کردن