سری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س رُِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) منسوب به سر؛ مخفی ؛ پوشیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س رُِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) منسوب به سر؛ مخفی ؛ پوشیده.
(س) [ فر. ] (اِ.) ۱- سلسله، رشته. ۲- ردیف.
(سَ) (حامص.) مهتری، سروری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سری . [ س ُ را ] (ع مص ) شب روی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بشب رفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). سریان . سریة.
سری . [ ] (اِخ ) مولانا... پسر علی شهاب است و جوانی ابدال وش، خوش شیرین کار است، و گفتار او نیز چون کردار او شیرین است و دلپذیر است و این مطلع از اوست : بود در دعوی بابرویت مه تو تیز و تند دیدن خورشید رویت ساخت او را گرد و غند. (مجالس النفائس ص ٢٤٠). رجوع به مجالس النفائس ص ١٧ و ٦٧ شود.
سری . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از اولیأاﷲ است مشهور بسری سقطی . (برهان ) (آنندراج ) : چون سری بی سر شد اندر راه او بر سریر سروران شد جای او. (مثنوی ). رجوع به سری سقطی شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی (متضاد: علنی) اسناد طبقهبندی شده
سلسله، رشته ردیف، قطار، رج دسته، گروه طبقه، مجموعه دوره پیاپی، متوالی ردیفی، غیرمتوازی
فرهنگ طیفی واژهدان
سلسله، تصاعد، ردیف، رشته، شجره، سلسله مراتب، سری
سلسله، زنجیره، آرایه، تدریج، درجه تصاعد، تصاعد هندسی، تصاعد حسابی ردیف، رشته، دوره، شمارش، شمارش معکوس ریشه، اشتقاق شجره، مادر، دودمان، خانواده جداسازی، ردهبندی، بایگانی صعود چینه، لایه مجموعه، طبقه بندی دسته، صف نردبان، قطار سلسله مراتب سریال تلویزیونی
طبقهبندیشده، نهفته، ناپیدا، اسرارآمیز، معماگونه، رمزی
واژگان فارسی سره واژهدان
زنجیره، رشته
نهانی، سرپوشیده، سربسته، زنجیره، رشته، رازآلود