سریجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سریجه . [ س َ ج َ/ ج ِ ] (اِ) مرغ سقا بود. (انجمن آرا) : به موضعی که رسیده است ذکر انصافت سریجه باز شکار است و گور شیرافکن . (انجمن آرای ناصری ). رجوع به سریچه و سریخه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سریجه . [ س َ ج َ/ ج ِ ] (اِ) مرغ سقا بود. (انجمن آرا) : به موضعی که رسیده است ذکر انصافت سریجه باز شکار است و گور شیرافکن . (انجمن آرای ناصری ). رجوع به سریچه و سریخه شود.