سریرگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سریرگاه . [ س َ ] (اِمرکب ) پایتخت : و همواره دارالملک و سریرگاه ملوک فرس بوده است . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٣). با رفعت و قدر باد جاهت با فتح و ظفر سریرگاهت . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سریرگاه . [ س َ ] (اِمرکب ) پایتخت : و همواره دارالملک و سریرگاه ملوک فرس بوده است . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٣). با رفعت و قدر باد جاهت با فتح و ظفر سریرگاهت . نظامی .