واژه جو

سرینگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرینگاه . [ س ُ ] (اِ مرکب ) نشستنگاه هرکسی . (ناظم الاطباء). نشستنگاه . (رشیدی ) (برهان ) (آنندراج ). ◄ تخت پادشاهان خصوصا. (برهان ).

معنی سرینگاه | واژه جو