سزاواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سزاواری . [ س ِ / س َ ] (حامص مرکب ) شایستگی و لیاقت و قابلیت . (ناظم الاطباء). قابلیت . اهلیت . صلاحیت . لیاقت : مگر با سزاواری و خرمی کجا روم را زو نیاید کمی . فردوسی . این عروس خاطر بنده که صد گنج گهر از سزاواری بر او پیرایه و زیور سزد. سوزنی . ◄ فضیلت و بزرگواری . (ناظم الاطباء).