سست بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیکار بودن، آفتاب گز کردن، بهبطالت وقت گذراندن، عمل نکردن صبرکردن، آهسته رفتن، بهتعویق انداختن به باد (ی) بند بودن، ضعیف بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیکار بودن، آفتاب گز کردن، بهبطالت وقت گذراندن، عمل نکردن صبرکردن، آهسته رفتن، بهتعویق انداختن به باد (ی) بند بودن، ضعیف بودن