سست عهد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست عهد. [ س ُ ع َ] (ص مرکب ) بی وفا. که زود پیمان بگسلد : سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد سست عهدان ارادت بملامت برمند. سعدی . قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را. سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی