سست وفا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست وفا. [ س ُ وَ ] (ص مرکب ) آنکه وفای او کم باشد. (آنندراج ) : آن سست وفا که یار دل سخت من است شمع دگران و آتش رخت من است . سعدی . بوی یار من از این سست وفا می آید گلم از دست بگیرید که از کار شدم . نظیری .