سست کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آهسته کردن، کند کردن ضعیف کردن، ناتوان کردن، دچار رخوت شدن، بیحال کردن متزلزل کردن، فتور کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
خواباندن، خواب کردن، تسکین دادن، ملایم کردن، فلج کردن، بیحس کردن مانع حرکت شدن، غلوزنجیر کردن